أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
4
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 89 ] لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَيْمانَكُمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 89 ) چون اين قوم آن چيزها بر خود حرام كردند كه گفته شد و بر آن سوگند خوردند رسول صلّى اللّه عليه و آله ايشان را از آن منع كرد ايشان گفتند : يا رسول اللّه سميع و مطيعيم فرمان ترا ، امّا با سوگند چه كنيم ؟ - خداى اين آيت فرستاد و چون آيتى در حقّ شخصى يا قومى در حادثهء از حوادث نازل شود چون در آن حكمى شرعى بود ديگران در آن حكم مشارك باشند ميگويد كه : خداى تعالى شما را كه مؤمنانيد مؤاخذه نميكند بسوگندان لغو و ببازى ، و سوگند لغو آن باشد كه در خلال حديث بر زبان رود از قول : لا و اللّه ، و بلى و اللّه ، بىآنكه در دل دارد و عزم و نيّت كرده باشد و در سوگند لغو كفّارت نباشد ، گفت : شما را بسوگندان لغو گرفتارى و مؤاخذه نكند و ليكن به آن مؤاخذه كند كه سوگندان خود به آن منعقد كرده باشيد بدل و نيّت با آن ضمّ كرده باشيد پس اگر اين سوگند خلاف كرده شود كفّارت او يكى از سه چيز است ؛ طعام دادن ده درويش را ذكر مردان كرد و اگر بزنان دهد مجزى باشد براى تغليب مذكّر بر مؤنّث ، گفت : كفارّت آنچه آن بسته باشد به سوگند آن بود و طعام به قدر كفايت و سيرى ايشان بايد و بنزديك اصحاب ما دو مدّ يا يك مدّ به قدر طاقت و مكنت ؛ إمّا هر يكى را ازين قدر بدهد و إمّا مثل اين طعام حاضر كند و آن دو رطل و ربعى باشد ، هر يكى را اگر دو مدّ دهد ضعف اين حاضر كند و ده درويش را حاضر كند تا بخورند ، و روا نباشد كه نصيب ده كس ازين مقدار به كمتر از ده كس دهد . محمد بن كعب گفت كه : يك درويش را چندان دهد كه بچاشت و شام بخورد و اين يك روايت است از امير المؤمنين على عليه السّلام و با وجود ده كس بيك كس نشايد داد و آنچه ميدهد از طعام بايد كه از ميانهء آن چيز بود كه شما بر اهل خود نفقه ميكنيد و